| 650 - آواز در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم | 1:46 بعد از ظهر |
آوازی از دیوان اشعار سعدی شیرازی
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم
نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم
می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
هزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن
دگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم
توسط : افشاری دوشنبه 6 مهر1388مرتبط با : ()























.gif)



